خرید بک لینک
نمیخواستم،من آرامش نمیخواستم، من "باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش، وین سوخته را مونس اسرار نهان باش" نمیخواستم، که اگر میخواستم با تویی دوست نمیشدم که هر لحظه به این فکر کنم که الان دقیقا میتوانی نفس بکشی یا نه؟ که هر روز صبح به این فکر کنم که الان اسپری ات توی کوله است یا باز جا گذاشته ای اش توی

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

میرود توی اتاق و در را محکم پشت سرش میبندد، زانوهایش را بغل میکند و شروع میکند به گریه کردن،هر چه صدایش میزنی جواب نمیدهد یا وولوم صدایش را بالاتر میبرد، برایش آب و غذا می آوری،میزند زیر سینی و همه چیز را کف اتاق پخش میکند،مهربانانه کنارش مینشینی،سرت را خم میکنی توی چشم هایش زل میزنی،دست میبری توی م

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

پرسیده ای توی این دل دارد چه ها میگذرد،خب خیلی چیز ها میگذرد،سرِ همه ی اعضای دلم شلوغ است،سرِ آقای دلشوره از همه بیشتر، راستش سرِ آقای دلشوره قبلا ها خیلی خلوت تر بود،بعد که میدید سرِ همه ی اعضای دلم شلوغ است، بلند میشد و راه می افتاد توی کوچه پس کوچه های حافظه تا یک سوژه ای پیدا کند و برایش شور بزن

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

یا مَن الیه یرجع الامر کلّه راستش من هیچ وقت در هوایی که شما نفس کشیده اید نفس نکشیده ام، هیچ وقت به طور اتفاقی با هم نگاهمان به آسمان نیفتاده است ،هیچ وقت قطراتِ آن بارانی که روی عبای مهربان شما ریخته روی لباس های من نچکیده است،هیچ وقت در هوای گرمی که شما روزه میگرفتید من روزه نبوده ام راستش من با

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

نمیدانم دیگران را کجا دست به سر میکنی که تک و تنها می آیی، میگردی، قطعه ها را میشماری، در دلت اضطراب کوچکی ست، مردّد میمانی بین گشتن و بیخیال شدن، یک دفعه چشم هایت رویم میخکوب میشود، به طرفم می آیی و بعد از چند لحظه با تردید مینشینی، گرد غم بی هوا روی دلت مینشیند، دست میکشی روی حلقه ی میم، بغض میکنی روی عین، آه میکشی روی صاد، مکث میکنی روی واو ، تا به میمِ بعدی میرسی دست هایت روی هوا میلرزد، به ه که میرسی چشم هایت را میبندی،زل میزنی به خاک سردِ نشسته روی انگشت سبابه،"یوم الحسره" تو همین حالاست...

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

اینکه الان حالت خوبه و بروی خودت نمیاری دلیل نمیشه همیشه همینطور خوب بمونی

جمع میشه

جمع میشه

جمع میشه

یهو با یه لشکر عظیم شبیخون میزنه از پا میندازتت!

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

به قاریان قرآن حرم بگو سریع تر بخواند، به مجری سحر شبکه قم بگو انقدر چرت و پرت نگوید،به آفتاب بگو ناجوانمردانه تابیدن نگیرد، به داعش بگو دیگر فکر این ترقه بازی ها و منفجر شدن ها را از سرش بیرون کند، به دل ت بگو نگیرد از غم روزگار، به حالت بگو عالی باشد نه خوب، به خستگی ات بگو دست از سرت بردارد،به دو

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

فکر میکرد قلب جنینش شکل نگرفته

نگران بود و ناامید

مامان برایش سونو نوشت

وسط ویلایی ها پیامک زد:

"صدای قلب بچمو شنیدم! "

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

بیا با خودمان رو راست باشیم دخترک! دقیقا چرا داری هیچ غلطی نمیکنی؟خودت را بگذار جای خدا،اگر روز قیامت گفت" خانوم پیله در شما در بیست سالگی تان برای دین خدا چکار کرده اید؟" چه جوابی داری؟ میگویی دو تا کانال و یک وب و یک پیج اینستا چرخاندم و دوتا پست مذهبی و چهارتا استوری قرآنی گذاشتم و هی توی پیج های

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 11:56

خدا وقتی میگوید صحبت با نامحرم باید در حد ضرورت باشد، یک چیزی میداند که میگوید در حد ضرورت باشد! قطعا شما صبح تا شب و شب تا صبح با هزار نفر هم که حرف بزنی هیچ آسیبی به خدا نمیرسد، دودش میرود توی چشم خودمان، دل خودمان است که کم کم کم کدر میشود، دل خودمان است که کم کم کم پیچاندن حرف های خدا برایش راحت

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

بهشت و جهنم هر دو از قلب ظهور مـی کنـد ، پس اگر خواستید ببینید الآن اگر مردید در چه حالی هستید ، یکـی از راه هایش این است که به قلبتان نظر کنید و ببینید در چه حالی اسـت،روی هم رفته حالات قلبی شما، مقام شما را نشان می دهد، اگر قلـب شما جهنمی شد و به تعبیـر قـرآن از درون آن جهـنم طلـوع و ظهور کرده باش

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

ماهی است، توی دست نمی ماند، سُر میخورد پایین، توی هیچ تُنگی هم بند نمیشود، یک دفعه میبینی صدای شلپّی می آید و خودش را می اندازد بیرون، هر چه برایش منبر میروی که بیرون از این تنگ جای تو نیست و میمیری به خرجش نمیرود.لجباز است و یک دنده و طبیعتا همیشه از همان یک دنده ی چَپَش بلند میشود،چند روزی میشود ک

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

در حدیث قدسی داریم : «الصوم لی و اَنَا اُجزی » بِه می فرمایـد : روزه از آن مـن اسـت و خـودم هـم جـزایش هـستم. چـون در هـیچ عبـادتی بـه ایـن انـدازه بنـده شـبیه خـدا نمـیشـود . انـسان از طریـق روزه داری، ظهوری از غنای حق می گردد، همچنان که خداوند هیچ نیازی به غذا ندارد، روزه دار به نحـوی در حـد خـود

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

مهم این است کـه مـا روزه بگیـریم ، نـه ایـن کـه فقـط گرسـنگی بکشیم!روزه یک نحوه صعود روحانی برای انـسان اسـت از دریچـة بندگی خداوند، ولی گرسنگی یک عمل بدنی ا ست مثل ورزش که یک عمل بدنی اسـت . شـما در روزه بـه یـک صـعود روحـانی نظـر دارید منتها از طریق گرسنگی بدن . ولی گاهی ما به جـای ایـن کـه در مغر

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

ملاحظه کرده اید اگر در هنگام سحر، زیاد غذا بخورید، درسـت نتیجه عکس می گیرید، خوابتان زیاد میشود، ذهنتان آن تیزی را که حاصل روزه است به دست نمیآورد و خلاصه از نتایج روزه محـروم میشوید !به ما گفتند روزه بگیرید تا به شما ثابت شـود بـا گرسـنگی میتوانید توانا و محکم شوید ، البته شـرطش ایـن اسـت کـه بـه خ

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

من به حسادتم اعتراف میکنم،من دوست دارم تو شخصِ همیشه حاضر اکیپ ما بمانی، همیشه سنگ صبور،همیشه پایه،همیشه برای ما وقت دار، اما حالا که انگار شوخی شوخی قضیه دارد جدی میشود و میخواهی دنیای تجرد را بدرود بگوئی نمیدانم چرا ذوق دارم؟شاید هنوز داغم و باورم نشده، شاید فکر میکنم همه چیز یک شوخی است،شاید هم ژ

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

ما از آن بنده های خدا هستیم که دِلگرام مان را میگذاریم روی لست سین ریسنتلی و هر چقدر خدا پی ام میدهد یا صفحه اش را باز نمیکنیم یا سین میکنیم و جواب نمیدهیم خدا اما همیشه آنلاین است همیشه پیام هایش زود دو تا تیک میخورد و زود هم جوابمان را میدهد اصلا هم به رویمان نمی آورد که کجا بودیم این همه وقت و

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

یک نفر بخاطر مهربانی ام، یک نفر بخاطر نوشته هایم،یک نفر بخاطر ظرف شستن و هر از گاهی جارو کشیدنم،یک نفر بخاطر دلگرمی گرفتن از حرف هایم ،یک نفر بخاطر کتاب هایم،یک نفر به دلیل نامه نوشتنم، راستش اینجا هر کسی مرا به دلیلی دوست دارد که اگر آن دلیل نباشد یا دوست داشتنش پودر میشود و میرود هوا یا کم رنگ میش

برچسب: نویسنده: کسری صالحی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:13

صفحه بندی